ما را در سایت کاروند پارسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:56
روی لباس رئیس پاسگاه همیشه لکه های عرق خشک شده بود مثل نقشۀ جغرافی روی دیوار کلاس پنجم که نم زده بود و روی دریای خزرش نمِ کاهگل یک ابر قهوهای درست کرده بود. بچهها را در سرازیری تپه پشت مدرسه نشاندند مرتب توی صف. ما کلاس اولیها جلوی همه نشستم روی خاک. خوب میتوانستم از نزدیک همه چیز را ببینم.آقای مْدْیر، یک پاکت مقوایی از کیفش در آورد و از توی آن چیزی در آورد مثل یک
کاروند پارسی...ما را در سایت کاروند پارسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:56
تا سی و هفت نوروز پس از آن اسفند سیاه، آنقدر این حماسه را مشق کردهام که دیگر یقینم شده وقتی همه از نیزار برگشتند من با عقل سرخ ماندهام تا امروز که آخرین سیزدهبدر قرن چهارده خورشیدی است. توس مانند تمام شهرهای بزرگ جهان در قرنطینۀ یک ویروس انسانکُش است. نمیتوانم بروم ماهی سرخ و سبزۀ نوروزی را به آبهای روان بسپارم. میرویم پشت بام هفت طبقۀ منزل دایی. توس آرام و استوار خوابیده: «شهر خاموش من آن روح بهارانت کو؟ شو وشیدایی انبوه هزارانت کو؟»
حماسۀ نیزار را برای دایی میگویم:
ما را در سایت کاروند پارسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:56
ما را در سایت کاروند پارسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:56
بعد نماز زن عمو دست محمد را گرفت و من و فریدون هم دنبالش توی تاریکی میدویدیم تا رسیدیم به جلوِ بهداری. توی میدان روی زمین پلاس و زیلو و خرجَواله پهن کرده بودندو مردم نشسته بودند رو به دیوار خانۀ «محمدحسن هاجرجان». پارچۀ سفیدی زده بودند به دیوار؛ همه رو به پارچۀ سفید نشسته بودند. مردها یک طرف و زنها یک طرف. پشت سر جمعیت، میز بهداری بود و رویش یک سفرۀ سفید. روی میز یک
کاروند پارسی...ما را در سایت کاروند پارسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:56
ما را در سایت کاروند پارسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:56
ما را در سایت کاروند پارسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 16:56